امان از دست تو دخمل شیطون
سلام گلم خوبی عزیزکم دیشب مامانی از تو عصبانی شد اخه تو روزها می خوابی شب ها تا دیر وقت بیداری اخه صبح ها تا ساعت ۱۱ بعضی اوقات ۱۲ خوابی و بعد ازظهر هم چند ساعتی هم می خوابی شبها تا ساعت ۲ هم بیداری وقتی هم مامانی می خواهد بخوابه مثل دیشب تو اومدی بالای سرم جیغ می زنی مامانی من شیر می خواممممم امان از دست تو بابایی بیچاره هم باید جور بیدار خوابی تو را بکشه اخه من صبح ها زودتر از بابایی می ایم سرکار اون مجبوره تو را نگه داره ولی مگر تو قانع هستی عزیزکم وقتی شیر هم بخواهی فقط حکم می کنی مامانی شیر برایم گرم کنه خوب دیگه لجبازی اما باز هم دو...
نویسنده :
فاطمه
9:01



