یکتا جونم یکتا جونم ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره
تینا جونم تینا جونم ، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

عشق های مامان یکتا و تینا

یکتا گلم در مطب دکتر

سلام عزیزم  خوبی دیروز عصر نوبت دکتر داشتی اخه چند روزی بود که دست می گذاشتی روی پهلوت و می گفتی درد می کنه  و دستشویی رفتنت هم زیاد شده بود ترسیده بودم که خدایی ناکرده عفونت نکرده باشی  بخاطر همین پیش دکتر علوی نوبت گرفتم با خاله مریم رفتیم دکتر تو توی راه توی ماشین تو بغل خاله مریم بخواب رفتی وقتی رسیدم تو مطب دو نفر جلویمان بودند ولی تو هنوز خواب خواب بودی ارم گرفتمت هر چی صدایت می کردم یکتا خواب بودی اخه سابقه داری مامان جون خیلی خوش خوابی مثل بابایی خلاصه رفتیم داخل دکتر وقتی می خواست معاینه ات کنه بیدار شدی و شروع کردی به گریه کردن دکتر گفت چیز خاصی نیست فقط گوشهایت کمی عفونت کردند دارو دار...
4 ارديبهشت 1390

یکتا گلم و بازی

سلام عزیزم خوبی مامان جون دیشب با بابایی تو را بردیم سرزمین توپ هنوز یک خیابان مونده بود که برسیم به اونجا فورا گفتی بابایی بپیچ  این طرف ادرس می دادی به بابایی که از کدوم طرف بره قربون تو دختر نازم برم که خیابان ها را یاد گرفتی   اول سوار هواپیما شدی    بعد قطار بعد رفتی توی توپها بعد سوار ماشین   و اسب شدی وقتی می خواستیم بیایم خیلی گریه کردی که دوباره مجبور شدیم تا ساعت ۱۲ حیرون تو نیم وجبی بشویم و ما را مجبور کردی بریم پارک تا سر سره بازی کنی گلم می دانم من مقصرم اگر سر کار نبودم حداقل هفته ۳ بار تو را بیرون می بردم ولی گلم مامانی را درک کن   شب هم که امدی ...
3 ارديبهشت 1390

کمک از مامان های عزیز

سلام مامان های عزیز و گرامی دختر من یکتا الان ۲ سال ۳ ماه داره ولی هنوز شب ها شیر توی شیشه می خوره عادت بدی هم داره هرشب باید شصتش را بکنه توی دهنش و بمکه تا خواب بره نمی دانم چه کار کنم ؟ می خواهم اون را از پستونک بگیرم ولی نمی دانم چه کار بکنم ..............   ...
31 فروردين 1390

کمک از مامان های عزیز

سلام مامان های عزیز و گرامی دختر من یکتا الان ۲ سال ۳ ماه داره ولی هنوز شب ها شیر توی شیشه می خوره عادت بدی هم داره هرشب باید شصتش را بکنه توی دهنش و بمکه تا خواب بره نمی دانم چه کار کنم ؟ می خواهم اون را از پستونک بگیرم ولی نمی دانم چه کار بکنم ..............   ...
31 فروردين 1390