یکتا جونم یکتا جونم ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
تینا جونم تینا جونم ، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

عشق های مامان یکتا و تینا

یکتا گلم در مطب دکتر

1390/2/4 16:39
نویسنده : فاطمه
420 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم  خوبی

niniweblog.com

دیروز عصر نوبت دکتر داشتی اخه چند روزی بود که دست می گذاشتی روی پهلوت و می گفتی درد می کنهniniweblog.com

 و دستشویی رفتنت هم زیاد شده بود ترسیده بودم که خدایی ناکرده عفونت نکرده باشی

 بخاطر همین پیش دکتر علوی نوبت گرفتم با خاله مریم رفتیم دکتر تو توی راه توی ماشین تو بغل خاله مریم بخواب رفتی وقتی رسیدم تو مطب دو نفر جلویمان بودند ولی تو هنوز خواب خواب بودی ارم گرفتمت هر چی صدایت می کردم یکتا خواب بودی اخه سابقه داری مامان جون خیلی خوش خوابی مثل بابایی

خلاصه رفتیم داخل دکتر وقتی می خواست معاینه ات کنه بیدار شدی و شروع کردی به گریه کردن دکتر گفت چیز خاصی نیست فقط گوشهایت کمی عفونت کردند دارو دارد با خاله مریم امدیم داروخانه دارو گرفتیم فورا گفتی مامان مسواک برایم نمی خری اخه چند روزی بود مسواکت را خراب کردی یک مسواک کوچولو ناز برایت خریدمniniweblog.com و امدیم توی ماشین توی ماشین هم خیلی شیطونی کردیniniweblog.com

 

 می خواستی بیایی پیش من هر چی می گفتم

 مامانی نمی شه پشت فرمون نشستniniweblog.com

 ولی گوشت بدهکار این حرفها نبود وقتی رسیدیم خونه عزیز عزیز داروهایت را داد اولش خوردی بعدش هم را بیرون دادی و فورا" گفتی چایی بده زبونم تلخه niniweblog.com

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

بابای زهرا کوچولو
4 اردیبهشت 90 18:00
اعظم
4 اردیبهشت 90 23:30
خدا رو شکر چیزی نبوده ............امیدوارم همیشه سلامت باشه و سالم ..........