بد خوابی
سلام عزیزم خوبی گلم
امروز صبح ساعت 5 نیم عزیز بزرگه عمو عمه بابا احمد راهی مشهد شدند التماس دعا
اما تو گلم حدسی که زدم درست بود دیشب تا صبح ساعت 4 نخوابیدی هی گریه می کردی
که بریم خونه خودمون هی جیغ می زدی تو کجا می خواهی بری اخه تو گلم فکر کردی من تو را گذاشتم اون جا می خواهم برم یک جای دیگه ساعت 4 بود که دیگر بی حال شدی و بخواب رفتی مامانی دیگه نفس از بدنش کشیده شده بود صبحی هم می خواستم بیایم خواب بودی چه خواب نازی
ولی مامانی داره این جا از حال می ره
خاله جان ( اخه من به مادر شوهرم می گم خاله ) فاطمه محسن و بابا احمد سفرتان بی خطر
دوستتان دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بد خوابی
