یکتا وشیر خوردن
الان زنگ زدم خونه عزیز کوچیکه گفت خوابی الهی قربون اون خواب رفتنت بشم عزیزم
دیشب وقتی کنارم خوابیدی دوباره یواشکی بدون اینکه بابایی بفهمه لباسم را عقب زدی و گفتی من جی جی (منظور همون مع معی هست) می خوام گفتم زشته مامانی گفتی چرا امیری می خوره امیری همون امیررضا پسر دوستم هست دلم برایت خیلی سوخت اخه تو تا 2 ماه فقط شیر من را خوردی از وقتی که شیشه گرفتی دیگه سینه را ول کردی اما هر کار می کنم که از شیشه بگیرمت نمی توانم اخه شبها عادت کردی و دایم گریه می کنی می گی شیر تو پستونک می خوام می دانم سختت هست عزیز دلم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یکتا وشیر خوردن
